جمال الدين محمد الخوانساري
مقدمة 12
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
وعثمان را مخالفت امر أو در آن بليّه گذاشت ، اگر أطاعت رأى أو ميكرد جان خود را از اين ورطه بدر مىبرد ، وآنكه دشمنانش گفتند كه : أو صاحب رأى نبود ، سببش آن بود كه موافقت شريعت مىنمود وخلاف حكم دين نمىفرمود ، چنانكه خود فرمود : اگر نه رعايت تقوى بود من از همه زيركتر بودمى ، وخلفاى ديگر برأي خود هر چه را صلاح مىدانستند عمل مىكردند خواه موافق شرع بود وخواه نبود وظاهر است كه كسى كه در أكثر أمور رعايت دين كند دنيايش بىنظامتر از كسى است كه پرواى دين نداشته باشد . اما سياست وحكومت در حكم إلهي ، سياستش بغايت بود ورعايت خويشان خود نمىنمود تا بديگران چه رسد واين معلوم است از آنچه با برادر خود عقيل وأمثال أو كرد وآنچه بيان نموديم خصايص بشرى است وواضح شد كه در همه آنها أو بر همه مقدّم بود وامام همه عالم است وچه توان گفت از وصف كسى كه كفّار ودشمنان با تكذيب نبوّت وعناد ملّت أو را دوست مىدارند وپادشاهان بلاد كفر صورتش را در معابد خود مىنگارند ، وجمعى از ملوك ترك وديلم وآل بويه براي تيمّن وتبرّك صورت آن حضرت را بر شمشيرهاى خود از جهت ظفر ونصرت نگاشته وبا خود مىداشتند ، وچگويم در شأن مردى كه همه كس مىخواهد كه از أو ومنسوب باو باشد حتّى مردانگى وجوانمردى « 1 » كه مردان عالم أو را سيّد وبزرگ خود مىدانند وخود را منسوب باو مىگردانند تا حدّى كه در روز أحد از آسمان در شأن أو در حضور حضرت رسول ( ص ) شنيدند كه ملائكة ملأ أعلى مىگفتند كه : لا فتى الّا على ، لا سيف الّا ذو الفقار . وچگويم در شأن كسى كه پدرش أبو طالب است سيّد بطحا وشيخ قريش ورئيس مكّه ، گفتهاند : كم است فقيرى كه با پريشانى بزرگ باشد وأبو طالب با كمال فقر بزرگ بود وأو متكفّل حفظ وتربيت حضرت رسول بود از أوان صغر تا أيّام كبر وآن حضرت را از كفّار ومشركان محافظت وحمايت مىنمود وتا أو در حيات بود آن حضرت از وطن خود محتاج بهجرت واختيار غربت نشد وبعد از رفتن أو از
--> ( 1 ) مراد آنست كه در كتب بعلم فتوّت معروف ، وفتوت نامهها در آن باب نوشته شده است .